خرید بک لینک
عاقا امروز که از ماشین آموزشگاه پیاده میشدم.. یه پسره با 206 مشکی جلوم وایستاد گفت: خسته نباشید جناب سروان...! من پسره من گفتم ممنون. گفت جناب سروان اگه یه نفر گواهی پایان خدمت سربازی رو نگرفته باشه واسه آزمون رانندگی مشکلی پیش نمیاد آخه بخشنامه جدید و .....(بقیش یادم نیس :))) ) منم مثل یک جناب سروان بهش گفتم من اطلاع ندارم از آموزشگاه بپرسید. موقع رفتنم بوق زد پ.ن 1_تاحالا اینقد از چادری بودنم اونم ساده کیف نکرده بودم. 2_نکنه خودم سرکار بودم آخه یعنی گواهینامه نداشت!!! 3_خوب شد شیطنت نکردم پسره صداشم کلفت بود:)))ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران صفری تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 5:57

به توکل نام اعظمت

تکرار میشود سفر 5 سالگی ام ...

و زنده میشود آن لحظات ..زنده ماندنم دست توست ای بهترین پروردگار .

حالا همین که مرا دوست داری و حسابم میکنی ممنونم .

ممنونم از اینکه این فراق پایان دارد.

برچسب: نویسنده: باران صفری تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 8:07

فرمانده لاک: همه که عقاید تو رو باور ندارن!

مورفیس:عقاید من نیازی به باور اونها نداره!!!

Matrix

برچسب: نویسنده: باران صفری تاريخ: پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت: 16:24

دوست داشتم بشینم پشت لپ تاب و با کلی استعاره و آرایه و کنایه این متن را بنویسم ولی اشکال ندارد الان هم همینطور که منتظر اتوبوس هستم واقعه اتفاقیه را توصیف میکنم: من اینبار سعی کردم بی توجه به نقل قول های دوستانم و بدون پیش زمینه وارد کلاس استاد شوم . . اتوبوس آمد ......یه لحظه...... . . خب بعله ؛میخواستم پیش داوری نکنم مثلا ...شانس من هم بود اوایل کلاس را از دست میدادم و ظاهرا استاد آن موقع ها صحبت های خود را داشتند ....اینبار من باز هم دیر رسیدم ولی رسیدم به اواسطش .. خلاصه استادی که خیلی برایش احترام قائل بودم و هستم و ایشان را فرد دانشمند و از معدود اساتید باسوادادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران صفری تاريخ: پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت: 16:24

حقوق و اخلاق مکمل یکدیگرند؛ و مومن جمع اضداد است و هرکس که

کاری را برای خدا انجام دهد،تضمینی نیست که از آسیب خلق روزگار

در امان باشد.

حقیقت خشن یا عطوفت باطل

برچسب: نویسنده: باران صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 2:44

نام اثر:فتح امید دست یافتنی

میم حیدرپور

برچسب: نویسنده: باران صفری تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 21:51

اگه بخوام کلاه سیاهمو بزارم ..

اممم باید بپرسم چرا اینایی که توی محرم مشکی میپوشن تو رمضون روزه نمیگیرن؟؟

.

.

.کلاه سفیدم میگه:

چون به تو ربطی نداره!!!

برچسب: نویسنده: باران صفری تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 17:02

استاد میبدی:

گروه را کرده اید نیازمندی های همشهری.
دمپایی پاره، نون خشک، کارورزی گروه 3 هر کی داره بیاره
هر کی هم نیاره الهی ذلیل بشه.

.

..داستان انتخاب واحد اکشن ما.........!!!!!

برچسب: به یک عدد دوست دختر نیازمندیم,به یک عدد شوهر نیازمندیم,به توان رساندن یک عدد,نزدیک شدن دنباله به یک عدد,یک به توان هر عدد حقیقی,یک عدد به توان صفر,یک عدد به توان منفی,به دست آوردن مقلوب یک عدد,یک به توان عدد حقیقی,یک عدد به توان کسری, نویسنده: باران صفری تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 7:34

با مزه ترین قسمت زندگی اینه که آدم خودش رو به خنگی بزنه با اینکه از همه بهتر میفهمه.....یه همچین چیزایی دارم من

برچسب: دلش خوش بود با طفل خیالی,دلم خوش بود با طفل خیالی, نویسنده: باران صفری تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 15:57

من خیلی ناراحتم که زود قضاوت کردم واقعا ببخشید هرچند که خداروشکر متوجه نشدی که قضاوت شدی ولی در هرصورت محدثه به خودت قول بده قول قول قول بده که دیگه اینجوری قضاوت نکنی...یادته قبلنا چه قد خوشبین بودی ...لطفا همونجوری باش...مرسی محدثه هم اکنون در آبعلی هستیم با سید و رضوان و فرمانده در اردوگاه سیدالشهدا و ........ بعله مرور خاطرات شخصیت من در تخیلتام هم خندان است نمیتونم جدی باشم خببببب دوست دارم همه رو درک کنم این ضعفه الان؟؟؟واسه همین هم پشتیبانی شدم عشق میکنم موقع غذا دادن و میان وعده دادن ها...مباحث کلاس ها برام جالب نیست ...دوس ندارم شایدم مرغ خیال و فکرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران صفری تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 22:24

به زودی...

برچسب: نویسنده: باران صفری تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 22:24

در بحبوحه نگرانی ها و حرف های ناامید کننده و خط و نشان های جماعتی..و در میان افکار به هم ریخته ام رها از میان میرسد و شعری میگذارد که حالم را خوب میکند....رها از غصه ها رها شدم ممنون.. این رقص موج زلف خروشنده تو نیستاین سیب سرخ ساختگی، خنده تو نیست ای حسنت از تکلف آرایه بی نیازاغراق، صنعتی است که زیبنده تو نیست در فکر دلبری ز من بینوا مباشصیدی چنین حقیر، برازنده تو نیست شب های مه گرفته مرداب بخت منای ماه! جای رقص درخشنده تو نیست گمراهی مرا به حساب تو می نهنداین کسر شان چشم فریبنده تو نیست ای عمر! چیستی که به هر حال عاقبتجز حسرت گذشته و آینده تو نیست از کادامه مطلب

برچسب: شعر زیبای فاضل نظری,شعر زیبای فاضل,شعر زيبا فاضل نظري,اشعار زيباي فاضل نظري,اشعار زیبای فاضل,شعر زیبای عاشقانه فاضل نظری,شعر های زیبا فاضل نظری,شعر زیبایی از فاضل نظری,شعر زیبای از فاضل نظری,شعر زيبا از فاضل نظرى, نویسنده: باران صفری تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 12:31

یا سند من لا سند له... عاقا امروز خیلی روز خوبی بود ،خیلی خوش گذشت...یعنی اون خنده هایی که مجبوری حبس کنی و تقوا به خرج بدی دیگه شرعا توی جلسه حلال میشد....آخه کلا نمیشه صحبت های این شخص بزرگوار بسیجی رو شنید و نخندید ...آخه صاف صاف تیکه های جوندار و با معنی مینداخت ..البته خانم دکتر هم با دقت تیکه ها رو میشنیدن و تحلیل میکردن ..گاهی اخم میکردن و سر به زیر بودن و گاهی لپاشون سرخ میشد و به چشم هاش نگاه میکردن...(کلا اون تیکه اولین مسلح شهر تا چند ساعت اوقات ما رو مفرح کرده بود....) حالا مگه آقای ج ول میکرد : ایشون اسلحه هم دستشون بوده(خنده حضار) یه دو نفر از این بسیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران صفری تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 18:45

به نام خدا من آنگونه که بر تو می نمایم نیستمآن را که تو میدانی و این، من نیستم#شعر از خودمبعضی وقت ها که با خودم فکر میکنم و نظر اطرافیانم درباره خودم رو بررسی میکنم میبینم که نظراتشون کمی غیرواقعی هست یعنی واقعا اینطوری که هستم نیستم...یعنی با اینکه ایجوریم، اینجوری مطلق نیستم ..جنبه های زندگی من و شما خیلی گستردست ولی متاسفانه ما افراد رو بر اساس یکی از جنبه هایی که در اون، فرد خیلی شاخص هست در ذهنمون به خاطر میسپاریم حالا شایدم واقعا اون جنبه از زندگی خیلی هم شاخص نباشه در زندگی اون فرد، ولی چون ما در اون لحظه و با اون شمایل اون فرد رو دیدیم اینطور در ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران صفری تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 5:26

به نام خدا به آسمان خیره شو؛چیزی نگو فقط خیره شو ...نگاه نافذت که بغض مانده درگلویت را میپوشاند گویاست..چشم هایت فریاد میزنند...ساکتشان کن ...تیرماهی ؛تو اگر سخن هم نگویی رخسارت حالاتت را به همه جار میزند...به آسمان نگاه مکن سرت را پایین بیانداز به زمین نگاه کن به خانه جاودانه ات،بگذار اشک هایت را نیروی جاذبه به زمین بکشاند و تو آرام رد بلور های سفید را روی خاک ببینی..به آسمان نگاه کن ،ببین ستاره هارا ،بشمارشان خیلی زیادند ...دوست دارم یکی یکی شان را بچینم و به میل خودم اطراف ماه بگذارم...آسمان آسمان آسمان مشکل حل نشدنی من است افسوس...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران صفری تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 5:23

صفحه بندی